دیدار یاران
سلام وارادت
منتظر حرم یاریا هستیم.حاج خانوما جمعه فراموش نشه.به هم خبربدیدوباخانم پاریاو آمارتون روبدهیدلطفا!
حقیقتش خیلی وقت بود دوستان برنامه ریزی می کردندولی
ادامه مطلب
هر که شد محرم دل درحرم یار بماند //// //// وانکه این کار ندانست درانکاربماند
سلام وارادت
منتظر حرم یاریا هستیم.حاج خانوما جمعه فراموش نشه.به هم خبربدیدوباخانم پاریاو آمارتون روبدهیدلطفا!
حقیقتش خیلی وقت بود دوستان برنامه ریزی می کردندولی
-------------------------------
سلام -آرزوی موفقیت برای شما وهمه بزرگواران درحرم یار
(میرامینی)
بالاخره این تنبل سرش خلوت شدوازبهانه گرفتاری وشلوغی به احترام همه کامنتهای موجود یه تکونی به وب حرم یاروخودش داد.
بعداز اینکه جای خیلی از همسفران رو در جمع دوستان حرم یار دربهشت زهرا خالی کردیم(سوء تفاهم نشه! الهی زنده باشید.)...
بنام خدا
باعرض سلام ،وتبريك ميلاد امام علي ابن موسي الرضا(ع) مطالبي راجع به همايش دانشجويي لبيك عرض ميكنم.
1- حركت گروه اول ساعت 13 جمعه 8/8/88 از مقابل درب جنوبي دانشگاه شهيدبهشتي به صورت پياده روي تا نمايشگاه
2- حركت گروه دوم ساعت 13 جمعه 8/8/88 ازمقابل درب دانشگاه شريف با اتوبوس حرم يار
3- مراسم ازساعت 14:30 آغاز مي گردد.
4- ضمن مراسم سخنراني ومولودي خواني به 15 نفر سهميه عمره هديه داده ميشود.
5- معتقدم مثل همان روز حركت از تهران به مدينه منوره با وضو و حجاب برتر همديگر راملاقات خواهيم كرد.
6- ميتوانيد به صورت محدود همراه داشته باشيد.
۷- براي بازگشت ازمراسم نيز اتوبوس در نظر گرفته شده است.
شهادت امام عزیز ،شیخ الائمه ،امام صادق (ع) رو تسلیت گفته،آرزومند زیارت آن امام درقبرستان بقیع وتولای آن امام برای شما هستم.
دوستان خواستند راجع به همایش لبیک درتاریخ ۸/ ۸ /۱۳۸۸ بیشتر توضیح بدم. راستش با توجه به نزدیکی دانشگاه شهید بهشتی به نمایشگاه بین المللی می شه پیاده هم رفت ولی بر اساس تجربه وحال وهوای اون روزای خوب بهتره دوباره سوار اتوبوس با تابلوی حرم یار بشیم چه بسا که درب نزدیک به دانشگاه (درب شمالی نمایشگاه)ممکنه بسته باشه ومسیر دور میشه.یه اتوبوس دیگه هم سعی می کنم از دانشگاه شریف حرکت کنه که به هم ملحق بشیم ودسته جمعی به سالن نمایشگاه وارد بشیم. به نظر می رسه ساعت ۱ ظهر جمعه اتوبوس شریف حرکت کنه وتقریبا همین ساعتها هم اتوبوس شهید بهشتی.فقط لطف کنید شما شب مراسم آخرین قرار رو از این وبلاگ جویا بشید.
برنامه های مراسم خیلی متنوع ومعنویه ومطمئنم شما لذت می برید.یه سفر به اون حال وهوا د رجمع بیش از ۲۰۰۰ نفر زائران دانشجوی دیگه با اجرای آقای فرزاد جمشیدی و...
راستش من لحظه شماری می کنم...
سلامی بعد از یه مدت طولانی
والبته عذر خواهی ازکمی سعادت به محضر همه حرم یاریها.بعداز آخرین عرض ارادت در این وب، متاسفانه فرصتها مثل ابر گذرمی کردندومن تنبل فقط گاهی (هفته ایی)۳ یا ۴ بار یه سری میزدم ونظرات داده شده رو نگاه می کردم.راستش شبهای ماه مبارک رمضان ،لیالی قدر ،عید فطر و... فرصتهای خوبی بود برای عرض ارادت،اما چه کنم با این تنبلی؟لطفا نسخه صادرنفرمایید! به نظرم شماها هم هی یه خورده البته روم به دیوار ،جسارت نباشه،البته نه ببخشید ازکثرت شب زنده داریها وعبادات فراوان کمتر به این کلبه وبلاگ سر می زدید والبته که مستمع صاحب سخن را ...
الغرض اینکه دنبال بهانه ایی بودم برای دیدار با حرم یار وخدا روشکر می خواد محقق بشه !بله .محقق بشه اونم کی عصر جمعه ۸/۸ /۱۳۸۸
کلام رو کوتاه می کنم ،قراره با همکاری شما بزرگترین همایش دانشجویی زائرین عمره گذار در نمایشگاه بین المللی (سالن میلاد)با حضور مسئولین کشوری برقرار بشه ویه بار دیگه دسته جمعی با تابلوی حرم یار مثل اون روزای قشنگ به استقبال عید بریم اما اینبار عید امام رضا(ع). هرکس اومدنیه خبر بده تلفنی،یا با پیام در این وبلاگ.امیدوارم همه رو ببینم.شاید فردا برا همتون پیام کوتاه بیاد.
راجع به برنامه های اون روز و نحوه قرار گذاشتن وحرکت دسته جمعی مفصلآ توضیح خواهم داد. با حضورتون به این مجلس رونق بیشتری بدید. یا علی
این مسافر ازکربلای معلی همراه با کوله باری از عطش زیارت بازگشت. عطشی که هیچگاه با تکرار این سفر کاهش پیدا نکرد.عطشی که هرروزعصر وخصوصا لحظاتی قبل از اذان مغرب شعله ورترمیگرددواین بیچاره، حسرت زده وسر خورده تر . کاش می توانستم دوایی، مرهمی برای این فراق بجویم.افسوس که هرچقدر دلم را مهمان ۲رکعت روضه کرده و گوشه دلم را حسینه ارباب می کنم،عطش نمی خوابد.در لحظات معنوی خصوصا هنگام غروب خورشید( شب جمعه) این کمترین زیر گنبد و کنار ضریح شش گوشه همه حرم یاریها را دعاگوبود.سوغاتی برای همه وازباب ادب به نیابت از حرم یار نمازی ادا کردم.
باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست
بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد ، واژه ی لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند
دارد غروب فرشچیان گریه می کند
با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید
در خون کشید قافیه ها را ، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
"خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت
بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود"
اوکهکشان روشن هفده ستاره بود........ یا علی
خداییش به یاد همتون ودعاگوی حرم یاریا هستم.شاید بی معرفتی بود اگه بی خبر میرفتم.دل تو دلم نیست دعا کنید خدمتگزار خوبی باشم. اگه کوتاه نوشتم بپذیرید.مجالی ندارم. به محض دسترسی به اینترنت در عراق به همه شما بزرگواران عرض ارادت می کنم.دعاگوی شما
مسافر کربلا --- سید علی میرامینی